.
1.
.
در گوشم دشنه ای نشسته است.
انگار که دستهایش نه،
نه، دستهایش نه،
ولی چشمهایش بدجوری به دسته اش چسبیده بودند هنگامی که دشنه ای در گوشم می نشست به خواندن ادامه دهید »
نوشته شده در ادبیات شاید هنری | 256 دیدگاه »
.
1.
.
در گوشم دشنه ای نشسته است.
انگار که دستهایش نه،
نه، دستهایش نه،
ولی چشمهایش بدجوری به دسته اش چسبیده بودند هنگامی که دشنه ای در گوشم می نشست به خواندن ادامه دهید »
نوشته شده در ادبیات شاید هنری | 256 دیدگاه »